گزارش: زهرا مطهری- سرویس اقتصادی
با آغاز فرآیند انتخابات اتاقهای اصناف، جامعه بزرگ صنفی کشور بار دیگر در برابر انتخابی قرار گرفته است که آثار آن محدود به یک دوره انتخاباتی نیست. افرادی که به اتاقهای اصناف راه پیدا میکنند، برای چهار سال در جایگاهی قرار میگیرند که تصمیمها و مواضع آن میتواند بر فعالیت هزاران واحد صنفی و بخش قابل توجهی از اقتصاد واقعی کشور اثرگذار باشد.
به گزارش سرویس اقتصادی روزنامه «تماشا»، از این منظر، انتخابات اتاقهای اصناف را نباید صرفا رقابتی برای به دست آوردن چند جایگاه مدیریتی دانست. مسئله اصلی، انتخاب افرادی است که بتوانند نمایندگی جامعه صنفی را با شناخت، برنامه، قدرت مذاکره و مسئولیتپذیری بر عهده بگیرند.
* تجربه بازار در کنار قدرت تحلیل
شناخت بازار و تجربه فعالیت صنفی، یکی از مهمترین سرمایههای یک مدیر صنفی است؛ اما در شرایط اقتصادی امروز، تجربه به تنهایی کافی نیست.
مدیری که قرار است درباره مسائل صنفی تصمیم بگیرد یا مطالبات جامعه صنفی را در برابر دستگاههای مختلف مطرح کند، باید حداقل از توان تحلیل اقتصادی برخوردار باشد؛ بداند یک تصمیم اقتصادی چه پیامدی برای تولیدکننده، توزیعکننده، فروشنده و در نهایت مصرفکننده خواهد داشت و بتواند میان یک مطالبه صنفی و راهکار عملی برای تحقق آن تفاوت قائل شود.
موضوعاتی مانند مالیات، بیمه، تورم، قدرت خرید، رکود، تأمین مالی، سیاستهای ارزی، واردات و صادرات و هزینههای فعالیت اقتصادی، مسائلی نیستند که بتوان درباره آنها صرفاً با بیان یک نارضایتی یا طرح یک مطالبه کلی تصمیم گرفت.
جامعه صنفی بیش از مدیرانی که فقط مشکلات را تکرار کنند، به افرادی نیاز دارد که مسئله را بفهمند، آن را تحلیل کنند و برای پیگیری آن راهکار داشته باشند.
این به معنای آن نیست که هر عضو هیأترئیسه باید الزاما اقتصاددان یا صاحب مدرک تخصصی اقتصادی باشد. تجربه واقعی بازار و شناخت مسائل صنفی ارزشمند است؛ اما این تجربه زمانی میتواند به تصمیم مؤثر تبدیل شود که با قدرت تحلیل، مطالعه و شناخت شرایط اقتصادی همراه باشد.
* منافع صنف، معیار تصمیمگیری
اقتصاد و سیاست در بسیاری از موارد از یکدیگر جدا نیستند و تصمیمات سیاسی میتوانند آثار مستقیم اقتصادی داشته باشند. از همین رو، مدیر صنفی نمیتواند نسبت به فضای عمومی کشور و تصمیمات کلان بیتفاوت باشد.اما در عین حال، جایگاه صنفی اقتضاء میکند که منافع و مسائل واقعی اصناف، محور تصمیمگیری باقی بماند.
مدیر صنفی باید بتواند میان شناخت فضای سیاسی و تأثیر آن بر اقتصاد، با ورود دادن گرایشهای سیاسی به تصمیمات صنفی تفاوت قائل شود. ممکن است درباره یک سیاست اقتصادی دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد؛ آنچه اهمیت دارد این است که نماینده اصناف بتواند فارغ از نگاههای شخصی و جناحی، آثار واقعی آن سیاست بر بازار و فعالان اقتصادی را بررسی و درباره آن موضعگیری کند.
چنین رویکردی، هم قدرت چانهزنی نمایندگان اصناف را افزایش میدهد و هم باعث میشود مطالبات صنفی از چارچوبهای سیاسی فاصله گرفته و با زبان کارشناسی و قابل دفاع مطرح شود.
* اتاق اصناف؛ صدای بازار در تصمیمگیریها
اتاق اصناف باید بتواند صدای واقعی بازار را به تصمیمگیران اقتصادی منتقل کند. این نقش زمانی مؤثر خواهد بود که مدیران صنفی صرفاً انتقالدهنده مشکلات نباشند، بلکه بتوانند برای مسائل مطرحشده تحلیل و پیشنهاد ارائه کنند.
فعالان صنفی با موضوعاتی مانند هزینههای رو به افزایش، کاهش قدرت خرید، تغییر مقررات، مالیات، بیمه، تأمین کالا و دشواریهای تأمین مالی مواجهاند. انتظار از نمایندگان آنها این است که این مسائل را بشناسند، اولویتبندی کنند و برای پیگیری آنها مسیر مشخصی داشته باشند.
در واقع، ارزش یک مدیر صنفی را نمیتوان تنها با تعداد جلساتی که برگزار میکند یا تعداد نامههایی که ارسال میشود سنجید؛ بخشی از کارنامه او در نتیجه پیگیریها و میزان تأثیری که بر بهبود شرایط فعالیت صنوف گذاشته است مشخص خواهد شد.
* رسانه؛ آزمون شفافیت مدیران صنفی
در این میان، ارتباط حرفهای مدیران اتاقهای اصناف با رسانهها نیز اهمیت ویژهای دارد.
رسانه برای مدیر صنفی نباید صرفا وسیلهای برای انتشار اخبار مثبت یا انعکاس فعالیتهای او باشد. رسانه میتواند پل ارتباطی میان مدیران، بدنه اصناف و افکار عمومی باشد و به جامعه صنفی کمک کند بداند چه تصمیماتی گرفته میشود، چه مطالباتی در حال پیگیری است و مدیران منتخب درباره مسائل مختلف چه دیدگاهی دارند.
بنابراین، مدیری که مسئولیت میپذیرد باید آمادگی گفتوگو با رسانه را داشته باشد؛ نه فقط زمانی که خبر مطلوبی برای انتشار وجود دارد، بلکه در زمان بروز مسئله، شکلگیری ابهام یا مطرح شدن نقد نیز.
پاسخگویی به رسانه به معنای پذیرش هر نوع نقد یا خبر نیست. مدیر میتواند نسبت به اطلاعات نادرست توضیح دهد و از عملکرد خود دفاع کند؛ اما این دفاع زمانی اعتبار دارد که مستند، منطقی و به دور از برخورد شخصی و واکنش احساسی باشد.
از سوی دیگر، رسانه حرفهای نیز قرار نیست روابط عمومی یک مدیر یا جریان خاص باشد. وظیفه رسانه، طرح مسائل واقعی جامعه و فراهم کردن امکان گفتوگو و پاسخ است. اگر چنین رابطهای میان رسانه و مدیران صنفی شکل بگیرد، نتیجه آن میتواند افزایش شفافیت و اعتماد در جامعه صنفی باشد.
* پاسخگویی، بخشی از مسئولیت است
چهار سال عضویت در هیأترئیسه اتاق اصناف، چهار سال فرصت برای ساختن یک کارنامه است. فرد منتخب باید بداند که رأی جامعه صنفی، یک اعتماد بلندمدت است و در برابر آن مسئولیت دارد.
این مسئولیت فقط به حضور در جلسات محدود نمیشود. ارتباط با اتحادیهها، شنیدن مسائل کسبه، پیگیری مطالبات، تعامل با دستگاههای اجرایی، ارائه دیدگاه کارشناسی و پاسخگویی به رسانهها و جامعه صنفی، همگی بخشی از این مسئولیت هستند.
مدیری که برنامهای ارائه میکند، باید در طول دوره نیز آماده باشد درباره میزان تحقق آن توضیح دهد. جامعه صنفی حق دارد عملکرد نمایندگان خود را ببیند و درباره آن سؤال کند.
* انتخابات؛ فرصت انتخاب مدیران کارآمدتر
در نهایت، انتخاب آگاهانه زمانی شکل میگیرد که جامعه صنفی به جای توجه صرف به شهرت، روابط، تبلیغات یا وعدههای کلی، مجموعهای از معیارها را در نظر بگیرد: سابقه و تجربه، توان تحلیل اقتصادی، شناخت مسائل واقعی بازار، قدرت مذاکره، برنامه مشخص، استقلال در تصمیمگیری، ارتباط مؤثر با بدنه اصناف و آمادگی برای پاسخگویی.
اتاقهای اصناف بیش از هر چیز به مدیرانی نیاز دارند که بتوانند اقتصاد را بفهمند، مسائل صنف را دقیق ببینند، مطالبه را به صورت کارشناسی مطرح کنند، منافع صنف را بر ملاحظات شخصی مقدم بدانند و در برابر جامعهای که به آنها اعتماد کرده است، پاسخگو بمانند.
انتخابات یک روز است، اما نتیجه آن میتواند چهار سال بر مدیریت و مسیر حرکت اصناف اثر بگذارد. از همین رو، اهمیت این انتخابات تنها در انتخاب افراد خلاصه نمیشود؛ بلکه در انتخاب نوع نگاه و شیوه مدیریتی آینده اصناف است.