اطلاعات کلی خبر
عنوان خبر : «آبانگان» جشن و میراثی کهن از نیاکان، روز ملی پاسداشت «آب» در ایران
کد خبر : ۸۴۱۴
متن کامل خبر

سید محی الدین حسینی ارسنجانی- تماشا * پیش درآمد: ایرانیان را آیین های کهن فراوان است. ایران چون خود کشوری بسیار کهن می‌باشد طی هزاران سال (افزون بر ده هزار سال) تاریخ روشن و پربار خود توانسته آینه های بسیاری را به ثبت ملی و جهانی برساند. ایران در قبل و بعد از اسلام آیین ها و جشن های بسیار زیبایی را دارد که مملو از حکمت و دانایی؟ اندیشه و زیبایی های گوناگون است. قطعاً احیای این گونه آیین ها و به ویژه جشن ها و مراسم خاص که در مناسبت‌های ویژه از بهار گرفته تا تابستان و ازپاییز تا زمستان، از فروردین گرفته تا اسفند همه و همه گویای فرهنگ غنی و پربار ای است که نیاکان ما برای ما به یادگار گذاشته اند. در تاریخ و فرهنگ مکتوب ما از این جشن ها و آیین ها سخن بسیار به میان آمده است و نقل قول ها درباره چرایی و علت یا نحوه برپایی این مراسم بسیار است، اما هر آنچه هست زیبایی هایی است که وجود داشته و دارد و ما ایرانیان به عنوان میراث داران تاریخ فرهنگ و اندیشه کهن نیاکانمان وظیفه داریم در پیگیری و احیای هر آنچه را که مربوط به ایران و ایرانیت است، پیشگام باشیم و نگذاریم که دست روزگار ما را ازاین همه مهر و زیبایی دورکند و آیین‌های زیبایی همچون جشن آبانگان یا آذرآبادگان، اسفندگان یا مهرگان و دیگر جشن های بزرگی همچون نوروز را به فراموشی سپاریم. خوشبختانه منابع مکتوب و مأخذ مستند درباره تاریخ و فرهنگ ایران کهن بسیار است و هنوز هم کسانی هستند که دل در گرو ایران بزرگ داده اند و با تبلیغ و ترویج اندیشه های ایرانی سعی در احیای نام ایران و تاریخ و تمدن بزرگ آن دارند. امید آنکه بتوانیم ما نیز پاسداران خوبی برای آیین‌های کهن سرزمین بزرگ وپایدارمان ایران باشیم. * جشن‌های ایرانی: جشن‌های ایرانی به جشن‌هایی ملی و مردمی گفته می‌شود که دارای ریشه تاریخی ایرانی هستند و از دوران باستان تا به امروز رسیده‌اند. برخی از این جشن‌ها کم‌وبیش زنده هستند. جشن‌های زنده به جشن‌هایی اطلاق می‌شود که بنا به سنت تاریخی در میان مردم رایج است (مانند جشن نوروز). جشن‌های فراموش‌شده به جشن‌هایی اطلاق می‌شود که بنا به سنت تاریخی برگزار نمی‌شوند (مانند جشن بهاربد)، اما ممکن است کوشش‌هایی برای احیای برخی از آن‌ها رواج داشته باشد (مانند جشن اسفندگان). برگزار شدن یک جشن توسط پیروان ادیان و اقوام گوناگون دال بر انتساب آن جشن به آن دین یا قوم نیست. برای مثال برگزار شدن جشن نوروز توسط مسلمانان و زرتشتیان دلیل بر اسلامی بودن یا زرتشتی بودن آن جشن نیست. شکل تاریخی برگزاری جشن‌ها چنان‌که در متون و منابع آمده‌است با شکل فعلی و رایج برگزاری هر جشن، دو موضوع متفاوت است که همواره شبیه یکدیگر نیستند. برای برگزاری جشن‌های قومی در بسیاری از نواحی از تقویم‌های محلی و بومی استفاده می‌شود. به این روش تا جایی که منحصراً میان اقوام و اقلیت‌ها تداول داشته باشد، ایرادی وارد نیست، اما استفاده از تقویم‌های محلی و قومی برای برگزاری جشن‌ها در سطح ملی به نظر استادان ایران‌شناس نادرست است و آنان تأکید دارند که زمان درست جشن‌های ملی می‌باید بر اساس گاهشماری ملی باشد (بنگرید به تقویم گوگل برای جشن‌های ایرانی). مؤبد کورش نیکنام نیزبرگزاری جشن‌ها با استفاده از گاهشماری‌های سنتی با ماه‌های ۳۰روزه را بی‌توجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی در جشن‌ها دانسته و لزوم توجه به گاه شماری ملی و رسمی با ماه‌های ۳۱ روزه را یادآور شده‌است. جشن‌ها و فاصله‌ های میان آن‌ها در متون کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه‌های مشخصی است که به مانند دانه‌های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست کل این رشته خواهد شد. چنان‌که در منابع ایرانی آمده‌است، جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵ روز ازجشن اسفندگان است.این اندازه‌ها و فاصله‌ های تعریف شده در متون و منابع کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماه‌های سی و یک روزه (مبدأ هجری خورشیدی فعلی) که بزرگ ترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، مطابق است. * ویژگی‌های عمومی جشن‌های ایرانی: بررسی جشن‌های ایرانی و زمان برگزاری آن‌ها نشان‌دهنده ویژگی‌هایی مشترک در میان همه آنهاست. نخست اینکه تقریباً همگی در پیوند با پدیده‌های طبیعی و کیهانی و اقلیمی هستند و به همین دلیل کوشش شده‌است تا زمان برگزاری آن‌ها هر چه بیشتر با تقویم طبیعی منطبق باشد. دوم اینکه تقریباً هیچ‌کدام برگرفته از دستورهای دینی نیستند. با اینکه همواره پیروان ادیان گوناگون تلاش کرده‌اند که برخی از آن‌ها را مراسم دینی خود معرفی کنند؛ اما نمی‌توان آن‌ها را متعلق به هیچ دینی دانست. اما برخی کسان تلاش می‌کنند تا این جشن‌ها را در پیوند مستقیم با ادیان بدانند. سومین ویژگی گردهمایی‌ها و مراسم ایرانی در این است که با سرور و شادی همراه هستند و غم و اشک و گریه در آن‌ها جایی ندارد. حتی مراسم عید «بمو» در میان مانویان که اتفاقاً هم‌زمان با روز جانباختن مانی بوده، همراه با سرود و شادی برگزار می‌شده است. چهارمین ویژگی جشن‌ها و مراسم ایرانی در احترام و پاسداشت همه مظاهر طبیعت است. در هیچ‌کدام آیین‌های ایرانی اثری از خشونت و بد رفتاری نسبت به گیاهان و حیوانات دیده نمی‌شود. بلکه حتی با آیین‌هایی همراه است که به انگیزه پاکیزگی و پاسداری از محیط زیست برگزار می‌شود. ویژگی پنجم، پیوند ناگسستنی جشن‌های ایرانی با آتش است. حتی اگر آن جشن پیوند چندانی با آتش نداشته باشد، اما عموماً اخگری کوچک به آن رسمیت و تقدسی بیشتر می‌بخشد. ششمین ویژگی عمومی جشن‌ها و مراسم ایرانی چنین است که با زادروز یا سالمرگ کسی در پیوند نیست و آنگونه که از متون کهن همچون شاهنامه بر می‌آید، برای ایرانیان زادروز کسی اهمیتی فراوان نداشته و به ندرت آن را ثبت می‌کرده‌اند. چرا که هر کسی در روزی زایش یافته و در روزی درمی‌گذرد. آنچه برای ایرانیان با ارزش بوده و آن را ثبت کرده و گاه جشن می‌گرفته‌اند، «انجام کاری بزرگ» بوده‌ است که نمونه‌های آن را در شاهنامه فردوسی می‌بینیم. می‌دانیم که فردوسی نیز تنها به ثبت زمانِ پایانِ کار بزرگ خود که همانا «سرایش شاهنامه» باشد، بسنده کرده و از یادآوری صریح زادروز خود خودداری کرده‌است. هفتمین ویژگی‌های عمومی در گستردگی مراسم است. ایرانیان جشن‌ها و آیین‌های میهنی خود را به گونه‌ای یکپارچه و با همبستگی و همزیستی شگفت‌انگیزی برگزار کرده و تفاوت‌های قومی و دینی و زبانی را عامل بازدارنده این یگانگی نمی‌دانسته‌اند. آیین‌های ایرانی متعلق به همه ایرانیان است و همه برای نگاهبانی از آن کوشیده‌اند. * جشن و يسنه: واژه جشن از کلمه «يسنه» اوستايى آمده و اين کلمه نيز از ريشه اوستايى مشتق شده که به معناى ستايش کردن است. بنابراين معنى واژه جشن، ستايش و پرستش است. در جشن هاى ايران باستان هميشه شادى و تفريح، با ستايش اهورا مزدا و آفرين و نيايش همراه بود. به اين معنى که پيش از آغاز برنامه اصلى جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهايى از اوستا و دعاى آفرينامه خوانده مى شده، سپس برنامه اصلى جشن آغاز مى گرديده است. جشن هاى ايران باستان به سه دسته تقسيم مى شوند: جشن هاى ساليانه يا گهنبارها، جشن هاى ماهيانه و جشن هاى متفرقه. جشن ها يادگارهاى درخشان پدران بيدار دل ما هستند که متأسفانه در طول تاريخ بسيارى از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسيار، از بين رفته و هم اکنون از آنها نمونه هايى بسيار اندک درجامعه ايرانى به چشم می خورند. ولى اين نمونه اندک، نشانه هايى بس بزرگ هستند از انديشه بلند وطبع ظريف ايرانى، طبعى که خداوند به اين قوم ارزانى داشته است. هدف از برگزارى جشن ها در ايران باستان ستايش پروردگار، گرد همايى مردم، سرور و شادمانى، داد و دهش و بخشش به بينوايان و زيردستان بوده است. * جشن آبانگان: جشن آبانگان جشنى سنتی و ملی مطابق است با ده آبان در گاهشمار قديم و ۴ آبان در گاهشمار جديد برگزار و نام فرشته نگهبان آب را با خود دارد. در فلسفه پيدايش اين جشن داستانى، اسطوره اى نقل مى كنند كه مانند ديگر اساطير كهن به تاريخ دور ايرانيان بازمى گردد. درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است كه در پى جنگ هاى طولانى بين ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا كاريزها و نهرها را ويران كنند. پس از پايان جنگ، پسر طهماسب كه «زو» نام داشت، دستور داد تا كاريزها و نهرها را لايروبى كنند و پس از لايروبى آب در كاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند و همين جشن بود كه به عنوان پاسداشت فرشته نگاهبان آب هاى بى آلايش در تاريخ ماندگار شد. در روايت ديگرى آمده است كه پس از هشت سال خشكسالى در ماه آبان باران آغاز به باريدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد. ايرانيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها مى روند و پس از آن براى گراميداشت مقام فرشته آب ها ناهيد، به كنار جوى ها و نهرها و قنات ها رفته و با خواندن دعا، اهورا مزدا را ستايش كرده ودرخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را كرده و پس از آن به شادى مى پردازند. جالب اينجا است كه مى گويند اگر در اين روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خويش را به آب می سپارند و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مى كنند. ايرانيان از قدیم الایام تاکنون اين روز را جشن گرفته و آيين هاي ويژه اي را برگزار مي كنند. آب در آيين قديم ايراني از عناصر مقدس است و به همين دليل در اين روز ايرانيان تلاش مي كردند آب را به عنوان لازمه حيات گرامي بدارند و از آلودن و بي احترامي به آن بپرهيزند و اين كار را در طول سال با خود به همراه داشته باشند. * آبانگان و آناهیتا: «جشن آبانگان» جشنی است در گرامیداشت ستاره ­روان (سیاره) درخشان «اَنَهیتَه / آناهید (زهره» و رود پهناور و خروشان «اردوی / آمو (آمودریا» بر پا مي شود. اَردوی سوره اَناهیتا Ardavi – Sura Anāhita ایزد‌بانویی ایرانی بسیار برجسته ­ای است كه نقش مهمی در آیین ­های ایرانی دارد و پیشینه­ ستایش و بزرگداشت این ایزد بانو در فرهنگ ایرانی به دور ه ای پیش از زرتشتی در تاریخی ایران می­ رسد. بخش بزرگی در کتاب اوستا به نام آبان یشت(یشت پنجم) که یکی از باستانی­ ترین ِیشت­ ها می­ باشد به این ایزد بانو اختصاص دارد، در این یشت، او زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زیبا چهره، با بازوان سپید و اندامی برازنده، كمربند تنگ بر میان بسته، به جواهر آراسته، با طوقی زرین بر گردن، گوشواری چهارگوش در گوش، تاجی با سد ستاره­ی هشت گوش بر سر، كفش ­هایی درخشان در پا، با بالاپوشی زرین و پرچینی از پوست سگ آبی. اَناهید گردونه­ای دارد با چهار اسب سفید، اسب­ های گردونه­ی او ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترین طبقه­ ی آسمان جای گزیده است و بر كرانه­ هر دریاچه­ ای، خانه ای آراسته، با سد پنجره­ درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد. او از فراز ابرهای آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو می­ باراند. نیایشگاه ­های آناهیتا معمولاً در كنار رودها برپا می­ شده و زیارتگاه ­هایی كه امروزه با اسامی دختر و بی بی مشهور هستند و معمولاً در كنار آن­ها آبی جاری است، می ­توانند بقایای آن نیایشگاه­ ها باشند.برخی حتی سفره­ های نذری با نام بی بی (همچون بی بی سه شنبه) را بازمانده­ی آیین ­های مربوط به آناهیتا می­ دانند. آناهیتا همتای ایرانی «آفرودیت»، الهه ­عشق و زیبایی در یونان و «ایشتر»، الهه بابلی، به شمار می ­رود. واژه­ ی «آب» که جمع آن «آبان» است در اوستا و پهلوی «آپ» و در سانسکریت «آپه» Apa و در فارسی هخامنشی «آپی» می ­باشد. این آخشیج (عنصر) همانند آخشیج ­های اصلی دیگر چون آتش و خاک و هوا در آیین­ های ایرانیان باستان مقدس است و آلودن آن گناهی بس بزرگ است. برای هریک از چهار آخشیج امشاسپندی (فرشته) ویژه نامگذاری شده است. به گواهی اوستا و نامه­ های دینی پهلوی، ایرانیان آخشیج­ های چها ر گانه را که پایه نخستین زندگی است، می­ ستودند. در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانه ­ها، فرشته­ آب را نیایش می ­کنند. ایرانیان کهن آب را پاک (مقدس) می­ شمردند و هیچ گاه آن­را آلوده نمی­ کردند و آبی را که اوصاف، ­گانه اش (رنگ، بو، مزه( دگرگون می­ شد برای آشامیدن و شستشو به­کار نمی­ بردند. آنگونه که«هرودوت» می­ گوید: ایرانیان در میان آب ادرار نمی­ کنند، آب دهان و بینی در آن نمی ­اندازند و در آن دست و روی نمی­ شویند. «استرابون» جغرافیدان یونانی نیز می ­آورد. ایرانیان در آب روان، خود را شستشو نمی ­دهند و در آن لاشه، مردار و آن­چه که نا پاک است نمی ­اندازند. * آب مقدس: روز دهم آبان در تقويم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جديد اين روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دليل اين تفاوت اين است که در گاهشمارى قديم، همه ماه هاى سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، اين روزها تغيير می کنند. استرابون می گويد: «ايرانيان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى که ايرانيان به درياچه يا رود يا چشمه اى مى رسند، گودال هاى بزرگ کنده و قربانى در کنار آن مى کشند و سخت پرواى آن دارندکه هرگز خون به آب نياميزد، چون اين کار سبب آلودگى آب خواهد شد.» و در جايى ديگر مى گويد: «در آن (آب) لاشه و مردار نمى اندازند و عموماً آنچه ناپاکى است در آن نمى ريزند.» کريستين سن نيز مى گويد: «ايرانيان احترام آب را بيش از هر چيز واجب مى شمرند.» در جشن آبانگان، پارسيان به ويژه زنان در کنار رود، دريا و يا چشمه، فرشته آب را نيايش مى کنند. آبى را که اوصاف سه گانه اش(رنگ، بو و مزه) تغيير مى يافت، براى آشاميدن و شست وشو به کار نمى بردند. بيرونى در آثار الباقيه در مورد جشن آبانگان چنين مى نويسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است که به واسطه توافق دو اسم، آبانگان مى گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز به کشورهاى هفتگانه خبر رسيد که فريدون، بيوراسب (ضحاک) را اسير کرد و خود به پادشاهى رسيده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگى خود را مالک شوند.» همچنين درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است که در پى جنگ هاى طولانى بين ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا کاريزها و نهرها را ويران کنند. پس از پايان جنگ پسر تهماسب که «زو» نام داشت دستور داد تا کاريزها و نهرها را لايروبى کنند و پس از لايروبى، آب در کاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند. در روايت ديگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى، در ماه آبان باران آغاز به باريدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد. زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها مى روند و پس از آن به کنار جوى ها و نهرها مى روند و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا) که توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى نمايند و پس از آن به شادى مى پردازند. در اوستا «آبان» فرشته اى است که به عنوان فرزند آب ها معرفى شده است. اين اوست که آب ها را پخش مى کند (يشت ،۸ بند ۳۴) او نيرومند و بلند قامت است و داراى اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى شود که خداى آب ها است. در فقره يک و دو، گرده، ۸ هفتمين يشت بزرگ مى گويد: «به سرچشمه آب درود مى فرستيم، به گذرهاى آب درود مى فرستيم، به کوه هايى که از بالاى آنها آب جارى است درود مىفرستيم، به درياچه ها و استخرها درود مى فرستيم.» دريسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پيامبرش مى گويد: «نخست به آب روى آور و حاجت خويش را از آن بخواه.» احترام به آب امروز نيز در کشور کم آب ما مشهود است. در ميان مردم مايع روشنى است و اگر ناخواسته آبى به روى کسى پاشيده شود، مى گويند آب روشنايى است يا اين که پشت سر مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى خطر انجام گيرد و زود بازگردد واين اعتقاد که آب ناخواسته و يا نطلبيده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ايران نسبت به اين مايع حيات بخش قائل هستند. در اينجا، چون صحبت از آب و عظمت آن آمد، بهتر است اناهيتا ايزدبانوى آب ها نيز معرفى شود. * سخن پایانی: آبان‌گان از جشن‌های ماهانه ایرانی است که هر سال به فرخندگی هم‌نامی روز آبان (روز دهم) در ماه آبان (ماه هشتم) طبق تقویم رسمی کشور، برگزار می شود. آبان‌گان، جشن پاسداشت آب‌های روان و ایستای روی زمین همچون سرچشمه‌ها، رودها، دریاها، دریاچه ها، کاریزها، آبشارها و جوی‌هاست.آب، مایه سرزندگی، سرسبزی، سازندگی، پاکی، روشنایی، شادابی و شادکامی است و در سرزمین ایران همواره از اهمیت زیادی برخوردار بوده است.از آیین‌های جشن آبانگان، ستایش آفریدگار، خواندن سرود کهن آبان یشت و ستایش آناهیتا ایزدبانوی آب ها، در نیایشگاه و شادی و پایکوبی در کنار آب هاست.از آیین‌های دیگر جشن آبان‌گان، نوسازی و بازسازی سازه‌های آبی همچون کاریز (قنات)، جوی، سرچشمه، چاه، بند، مادی و پل‌هاست. گل نیلوفر آبی نماد جشن آبان‌گان است. استفاده درست و بهینه از آب بهترین شیوه بزرگداشت جشن آبان‌گان است. در کشوری که با بحران آب روبروست، جشن آبان‌گان فرصت خوبی برای جلب توجه مردم به اهمیت آب و پاسداشت آن است. براین پایه، پیشنهاد می‌شود که جشن آبانگان به عنوان «روز ملی پاسداشت آب» نام‌گذاری شود.در این روز نمادین، با هماهنگی سازمان‌ های زیست محیطی، مردم به مصرف بهینه آب رهنمون شوند و برای پاکسازی و لایروبی رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و برکه‌ها و سرچشمه‌ها و قنات‌ها و مادی‌ها و ... تلاش کنند. وضعیت نگران کننده دریاچه های بختگان و پریشان در فارس و ارومیه در آذربایجان و رودخانه زاینده رود و دیگر رودها و دریاچه های کشور حتی دریاچه مازندران نشان می‌دهد که برای پاسداشت منابع آبی کشور باید کارهای گسترده‌تری انجام داد و یکی از این کارها فرهنگسازی بر بنیان ریشه‌های فرهنگ ملی است. جشن آبان‌گان فرصت خوبی در اختیار ما می‌نهد که بیشتر به وضعیت منابع آب کشور بپردازیم.