امروز، شنبه، ۹ بهمن ۱۴۰۰

صداهایی که دیگر پژواک ندارند!

هرگاه می‌خواهیم پرسرو صدابودن جایی را مثال بزنیم آن را به بازار مسگرها تشبیه می‌کنیم و می‌گوییم صدایی نمی شنویم مثل بازار مسگرها شده است؛ اما اینک صدایی از بازار مسگرها به گوش نمی رسد.
مسگری از مشاغلی است که روزگار دگرگون شونده، گرد فراموشی و زوال بر چنین مشاغلی که جنبه هنری هم دارند پاشیده است.
کمتر کسی امروز از شغل هایی مانند حناسابی، شیشه گری و حتی کوزه گری جلوه‌ها و نمونه هایی می‌بیند. 
این شغل‌ها به دلیل عدم نیاز مردم یا بی میلی شاغلان و استادکاران آن از بین رفته اند. بحث از مشاغل فراموش‌ شده که می‌شود، اولین واکنش ذهنی یا عملی به آن، جنبه اندوه خوردن به گذشته (نوستالژیک) است.
بخش مهمی از اقتصاد غیرحمایتی کشور را همین مشاغل فراموش‌ شده تشکیل می‌‌داده اند و می‌توان گفت شغل‌‌‌های فراموش ‌شده مسئله ‌ای نوستالژیک نیستند و برخی از آن مشاغل با تمهیداتی می‌توانند جایگاه اقتصادی و فرهنگی داشته باشند.
یکی از ویژگی‌های عمده‌ مشاغل فراموش‌ شده، تولید محور بودن این مشاغل است که در این اوضاع بیکاری شاید راه‌اندازی کسب و کارهای سنتی به شیوه‌ای نو بتواند ضمن نقش در فعالیت گردشگری، در رونق هر شهری نیز تأثیرگذار باشد.
* نفس‌‌های آخر 
برخی مشاغل یا از بین رفته اند یا نفس‌‌های آخر را می‌کشند. 
ورود کالاهایی که با شتاب در دسترس مردم قرار می‌گیرند و در مقایسه با کالاها و صنایع دستی ارزان تر نیز هستند منجر به تغییر سبک زندگی و منسوخ شدن برخی مشاغل قدیمی شده است. 
همچنین برخی صنایع دستی کاربرد خود را از دست داده اند یا اینکه فرزندان استادان این رشته‌ها پیگیر کار آبا و اجدادی خود نمی شوند و این موارد نیز به منسوخ شدن مشاغل منجر می‌شود.
* گیوه‌‌های سنتی یا ملکین
ملکین نوعی گیوه‌ بسیار محکم سنتی است که کف آن از کتان محکم، دور و پشت پاشنه‌ آن از پوست گاو و روی آن از نخ پنبه(ریسمان) درست می‌شود و در قدیم زنانه و مردانه آن وجود داشت. ملکین به دلیل خنک‌ بودن، جلوگیری از عرق ‌کردن پا و سبک‌ بودن در قدیم بسیار استفاده می‌‌شده است. در کنار گیوه ‌دوزی، مشاغلی دیگری چون دوزنده‌ رویه ملکین معروف به رووارباف و شیوه‌ کش و نخ‌ ریس وجود داشته ‌اند که هم‌ اکنون این مشاغل منسوخ شده اند.
* سنگ‌ تراشی 
کاری دشوار بوده که در گذشته، قطعه‌ای سنگ طبیعی و خشن که یا به صورت استخراج از معدن بوده یا با برداشتن و حذفِ کنترل شده بخش‌هایی از سنگ، به آن شکل می‌دهند.
سنگ‌ تراشی به دلیل پایداری سنگ، از دوران پیشاتاریخ تاکنون ادامه یافته ‌است.«کوه کن»، «سنگتراش»، «کارگر» و «نقش‌وار»، پاره‌ای از نام‌های خانوادگی امروزی اند که به دلیل پیشۀ سنگ‌ تراشان غار سنگ ‌اشکن، انتخاب شده‌اند.
مهمترین وسایلی که سنگ شکنان و سنگ تراشان به کار می‌بردند، ارّه‌های دوسر، پتک، چکش، اهرم، تیشه، انواع سوهان، قلم، نخ و دوده، دریل‌های کوچک دستی و... بوده است. 
از سنگ‌‌ها به خاطر شکل پذیری بهتر، برای کارهای تزیینی به عنوان نمای ساختمان‌ها و سردرها، پنجره‌های مشبک، فرش حیاط و سکوها، سنگ قبر، کتیبه‌های سنگی، شیر سنگی، آب چک، ناودان، نهر یا حوض سنگی، پله، رخ‌بام، هاون سنگی، دیگ‌های سنگی، مجسمه‌های شیر، خمره‌های سنگی و... استفاده می‌شد.
* کو کوزه ‌گر و کوزه ‌خر و کوزه فروش
از این پیشه فقط نامی به نام «فلکه کوزه‌ گری» باقی مانده است. هنر سفال ‌سازی از صنایع قدیمی بود که تا سی سال قبل بسیاری به آن مشغول بودند و نیازهای مردم را تأمین می‌کردند، اما با توجه به عدم استفاده مردم از ظروف گِلی، این هنر باقی نماند.
صنعتگران و سفالگران در زمان‌های پیشین با گل کوزه ‌گری که از منطقه‌ای به نام تُل سرخ می‌آوردند، انواع کوزه (سعرک)، گلدان، پیگینو (ظرفی برای نگهداری میوه)، تغار، قُلک، ناندان، قلیان و سر قلیان، کاسه، لیوان، خُمره، دیزی و حتی اسباب ‌بازی کودکان می‌ساختند و لعاب می‌دادند.
تا چندی پیش کارگاه و کوره‌های سفال رو در شهرک شهید سحرخیز (چارطاقی) در دامنه و تپه کوره‌هایی دیده می‌شد که زمانی مرکز سفال‌گری و کوزه ‌گری بوده؛ کارگاه‌هایی کوچک و سنتی با چرخ‌های سفال‌گری قدیمی که اکنون کاملاً منسوخ شده است.
* مسگری 
نشانه‌‌های قدمت پیشه‌ مسگری را در جهرم در برخی از مظاهر فرهنگی زندگی جهرمی‌ها هم می‌توان دید. بازار مسگران در بازار وکیل هنوز هم وجود دارد. در قدیم به دلیل پرسروصدا بودن مسگری و آهنگری، این دکان‌ها در انتهای بازار بودند. در قدیم در گوشه‌ دکان‌های سیاه شده از دود مسگری، همواره کوره و دمی کوچک از جنس پوست برّه وجود داشت که با زغال افروخته می‌شد و برای لحیم‌ کردن قطعات‌ ساخته شده و همچنین سفید کردن ظروف مسی استفاده می‌شد که امروزه کوره‌های گازوئیلی و گازی جای آن‌ها را گرفته‌اند.
تعداد مسگران و آهنگران در حال حاضر در این بازار اندک و رو به کاهش است، به طوری که در حال حاضر تنها چند نفر کار مسگری می‌کند که علت این امر، عدم تمایل نسل جوان و تحصیل‌کرده امروز به کارها و صنایع دستی و گرایش به کار دفتری است، همچنین به علت وجود ظروف جدید، مثل: تفلون یا مس‌های کارخانه‌ای، تولیدات آنها مثل گذشته خواهان ندارد.
* تشک و لحاف‌ دوزی
در ایام قدیم، استفاده از لحاف مرسوم بوده است و هنوز هم به طور انگشت‌ شمار لحاف‌ دوزانی مشغول به این حرفه‌اند. لحاف‌ دوزان علاوه بر لحاف، تشک، بالش و متکا نیز درست می‌کنند و به علاوه، پنبه‌زنی یا به تعبیر جهرمی‌ها، پنبه هم چرخ می‌کنند.
عمده ‌ترین وسایل و ابزار کار یک لحاف‌دوز؛ نخ (نخ پنبه یا نخ ترکیبی از پنبه و نایلون) سوزن لحاف‌دوزی، چرخ یا کمان پنبه‌ زنی و انگشتانه یا انگشت‌ دانه است. برای دوخت یک لحاف ابتدا دو نوع پارچه که یکی به ‌عنوان رویه و دیگری به‌عنوان آستر استفاده می‌شود، به سلیقه مشتری انتخاب می‌شود. رویه‌ی لحاف از به هم‌دوختن قطعات پارچه‌های ترمه، ساتن، مخمل یا پنبه‌ای رنگین مخمل و آستر آن از پارچه‌های ارزان قیمت مثل چلواری(کتان)یا تتران و متقال و چیت درست می‌شود. نقش‌های معروف لحاف زمینه‌ قلمکار و گل وسط و کناره یا حاشیه‌ پهن است که از کتان ساده و رنگ‌های متفاوت درست می‌شود. درون لحاف را پشم یا پنبه‌ای که حلاج آن را زده است، می‌گذارند و پس از پر کردن و دوختن رویه‌ آن، با چوب تشک‌ صاف‌کن آن را صاف می‌کنند و سپس با سوزن لحاف‌دوزی که هفت تا ده سانتی‌متر است و نخ پنبه‌ای یا کتانی از وسط آن را می‌دوزند. 

نظرات کاربران
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
  • نام و نام خانوادگی
  • آدرس ایمیل
  • نظر شما