امروز، چهار شنبه، ۲۸ مهر ۱۴۰۰

نگاهی گذرا به کوهمره سرخی(سیاخ دارنگون) گذرگاه تاریخی تمدن های باستانی و اسلامی

سیدمحی الدین حسینی ارسنجانی - تماشا
 اشاره:
 دهستان سیاخ دارنگون نام دهستانی در بخش مرکزی شهرستان شیراز، استان فارس در ایران است. بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۸۹۰ نفر (۲۵۰۳ خانوار) بوده‌است. این دهستان از تعداد زیادی روستا به نام‌های آبسرد ( حسین آباد)،میشوان، نوروز آباد، دارنگون، اسلام آباد، محمود آباد، شیب جدول، ایور، بابا ایور، دره، کدنج، 
قلعه چوبی و... تشکیل شده‌است. روستای کدنج به عنوان مرکز دهستان سیاخ دارنگون شناخته شده‌است. سياخ دارنگون يکي از نقاط زيبا و بکر در بخش مرکزي شهرستان شيراز، استان فارس در ايران است.
* سفر به منطقه سیاخ دارنگون دیار کوه‌ها و دره‌ها،چشمه‌ها و باغ‌های باصفا:
در ابتدای جاده شیراز - خان زنیان- بوشهر- از راه پلیس راه بوشهر و پل گچی به سمت بوشهر حرکت می کنید پس از حدود ۱۰ دقیقه طی مسیر یک تابلو برگردان منطقه سیاخ دارنگون را به شما نشان می دهد که به سمت شیراز در سمت راست جاده یک طاق نصرتی مزین به نام تیپ ۳۳ زرهی شیراز است که با ذکر یک صلوات از زیر آن می گذرید. پهنای جاده کم وتردد زیاد می باشد پس هیچ گاه به رانندگیتان اعتماد نکنید! روستای نجم آباد را رد می کنی و مستقیم از گردنه های کوه با احتیاط بالا می روی و به دو راهی  خان خمیس که رسیدی و فرمان مرکب سواریت را ۹۰ درجه به سمت افق گرداندی، جاده ای مستقیم و هموار شما را می خواند، و پادگانی که سمت راستتان در یک برهوت زار می زند، همچنان با سرعت مطمئنه به جلو برانید تا اینکه پس از حدود ۲۰ دقیقه به یک دوراهی می رسید که باید به سمت جنوب ۹۰ درجه تغییر مسیر بدهید و اولین روستای منطقه سیاخ و دارنگون در اینجا خود نمایی می کند... روستاهای شیب جدول، دره، سیاخ، را بدون پیچیدن به جاده های انحرافی پشت سر می گذارید و به روستایی به قدمت تاریخ در دامنه کوه دلو می رسی. این روستا دارنگون نام دارد؛ نرسیده به دارنگون  باز هم نود درجه به سمت میشوان در راستای افق پیش می روید در بین راه باغ های فلاحت در فراغت مرتب به چشم می خورد البته این 
باغ ها در همه جای سیاخ و دارنگون جا خوش کرده اند. یک روستایی در سمت راست جاده است که آبسرد نام دارد؛ این روستا قبلاً در میان 
جنگل های بلوط و باغ های انبوه انار و انگور و... بود که اهالی ان به خاطر مسائلی نا مکشوف به اینجا منتقل شدند. اگر با این روستا کاری نداشته باشید و مخصوص بخواهید بیاید حوضه شور و یا همان شوراب باز هم به پیش برانید. تا حالا از شیراز تا اینجا حدود ۵۰ کیلومتری شده است. در همین راستا اگر مستقیم پیش بروید به روستای میشوان می رسید. چند صد متر قبل از روستا یک جاده ای پر پیچ و خم همچون ماری بر روی دامنه کوه می خزد تا به بلندای کوه می رسد این گردنه را مله کهر می نامند که در آن سمت آن حوضه شوراب است و روستاهای دهداری /آبسردُ/ احمد آبادُ /عباس آباد /شوراب/ دهنو/ شکرآباد/ و مله گاله / به ترتیب قرار دارند. 
* دهستان سیاخ دارنگون، منطقه ییلاقی غرب شهرستان شیراز:
 اگر خوشمزه ترین غذا را تجربه و میل نفرموده اید سری به بخش کدنج از توابع استان فارس منطقه سیاخ دارنگون بزنید واز خورشت کنگر همراه با دمبل کوهی و روغن حیوانی و برنج چمپه تناول فرمایید در حقیقت دمبل گیاهی است از تیره ریشه‌داران رده قارچ‌ها که در تداول عامه به قارچ‌های خوراکی و قارچ‌های چتری و کلاهکداری اطلاق می‌شود، که پس از بارش باران می‌روید.دمبل را درعربی فطر، الکمأ یا الفقع می‌گویند. مردمان جنوب ایران به ویژه در استان فارس و هرمزگان دُمبَل را جمع می‌کنند و پس از شستن و تمیز کردن می‌پزند و با برنج یا نان می‌خورند و یا آن را کباب می‌کنند. به این خوراک خیر می‌گویند. خیر خوراکی خوشمزه و مقوی است. در فصل زمستان و بهار و پس از بارش باران در پشته‌ها (پشتخه‌ های) کوخرد به ویژه در پشتخه‌های مدی آباد، او شیرینو، و بشتخه جابر و بشتخه ترارو و کوه زیر بهترین نوع خیر درست می‌شود. این مناطق مربوط به هرمزگان است. در استان فارس هم در شهرستان فیروزآباد و میان جنگل فسا و توابع و در منطقه خوش آب و هوای سیاخ دارنگون به وفور یاد می شود در محلی که کمی خاک چاک برداشته و برآمدگی رخ داده در همان جا زیر خاک دنبل پیدا می شود در بعضی روستاها به جای دمبل به آن دنبل می گویند.
* معرفی کلی کوهمره سرخی:
کوهمره سرخی که در زمان قاجار  به آن کوهمره شکفت می گفته اند و گاه کوهمره سیاخ نیز نامیده می شده، از سلسله جبال صعب العبور و مرتفعی تشکیل شده است. مناطق مسطح آن دشت های سیاخ و شوراب است. در قسمت غربی و جنوب غربی، در کوهپایه ها زمین تا حدودی هموار می شود و نواحی مسطح شیب دار و کوچکی بوجود می آورد که دو بلوک چنارفاریاب و کوهمره پائین در آن واقعند. در بقیه نقاط، ساکنان بومی در روستاهایی که در دره ها یا ارتفاعات واقعند، زندگی می کنند. مساحت کل کوهمره سرخی حدود ۲۷۳ هزار هکتار تخمین زده می شود که ۲۰۰ هزار هکتار آن مراتع مشجر کوهستانی و جلگه ای است. فاصله نزدیک ترین روستا به شیراز ۳۰ کیلومتر و دورترین روستا ۱۳۰ کیلومتر است.
* حدود جغرافیایی کوهمره سرخی: 
شمال: نواحی حومه شیراز و بلوک اردکان و نواحی ممسنی - امتداد کوه دراک تا جاده- چنارراهدار و در امتداد کوه قره باغ(سیاخ) تا شاه بهرامی کوار؛ جنوب: فراشبند و جره؛
شرق: بلوک خواجه ای فیروزآباد - قسمتی به خانیک و نوجین و قسمتی به بلوک جره و قامور؛
غرب: کلائی و عبدوئی، کوهمره نودان، آب برده و دشمن زیاری.
کوهمره سرخی، طبق تقسیمات سنتی، به چهار بلوک تقسیم می شود: 
۱) بلوک سیاخ: 
 دهستان سياخ دارنگون از بخش مرکزی شیراز شامل روستاهای زیر 
می باشد. احمدآباد- اسلام آباد- ايور- باب ايور- چنار ميشوان- خارگان-خانه خميس سفلي- خانه خميس عليا- دارنجان- دره- دهداري- شوراب-دهنوشوراب- شكرآباد- شوراب- شيب جدول- عباس آباد- فرجان- قلعه چوبي- كدنج- محمودآباد- مزرعه حاجي بهاالدين- مهدی آباد- مله گاله-علي آبادخوشابلو- گردان ۲۴۱تانك- بديجان- نوروزان- 
سهل آباد- مرغداری اسماعيل- شكوهي- مزرعه اكبركامراني- مؤسسه فلاحت در فراغت فاز۱-مؤسسه فلاحت در فراغت فاز ۲ و۳ -شهرك غدير-گلخانه سياخ- محمودآباد- پادگان سپاه- حصار بلوک- آل سعدي- گاوداري کيمياي کوهستان. باز هم یادآور می شوم منطقه سیاخ دارنگون یکی از نقاط زیبا و بکر در جنوب شیراز است. چشمه های فراوان و پر آب، غارها و درختان کیالک و گردو از جاذبه های تنگه های خانی و دارنگون در این منطقه است.جاذبه‌ها و شرایط آب و هوایی این منطقه به گونه ای است که هر هفته جمعه گروه های گردشگری و به خصوص کوهنوردی به ارتفاعات این منطقه صعود می‌کنند. ارتفاعات این منطقه به دلیل آب و هوای معتدل در فصل تابستان پذیرای عشایر منطقه است. دشت وسیع و حاصلخیزی است و ساکنان آن از گذشته های دور یکجانشین و کشاورز بوده اند. روستای مرکزی آن دارنجان است. روستاهای مهم آن عبارتند از: کدنج، چنارمیشوان، ایور، بابا ایور، دره، خاکان، قنات و دهداری. رود قره آغاج از میان بلوک سیاخ می گذرد و آب زراعی روستاهای شمالی رود را تأمین می کند (رود سیاخ). امروزه با رسوخ زمینداری شهری به بلوک سیاخ، دامداری صنعتی و یونجه کاری از اهمیت برخوردار شده، ولی زراعت اصلی همچنان گندم آبی و دیم است.روستای دارنجان، واقع در حاشیه کوه مرتفع دلو، از آب و هوای مطبوع و چشم انداز زیبایی برخوردار است. چشمه های متعددی که از برف های قله دلو تغذیه می شوند آب آن را تأمین می کنند. از گذشته های دور باغداری در این روستا اهمیت زیاد داشته است و هم اکنون دارای باغات سیب، انار و درختان کهنسال گردو می باشد. با توجه به موقعیت طبیعی دارنجان و بقایای آثار کهن روستانشینی در آن، می توان گفت قدیمی ترین محل مسکونی آن نواحی است.
۲) بلوک چنارفاریاب: 
در کوهپایه کوه بیل، در غرب کوهمره سرخی و در حاشیه رودخانه ماصرم واقع است. اراضی کشاورزی کم و شیب دار است، ولی به علت آب و هوای مناسب کشت برنج (شلتوک کاری) در آن رواج دارد. در گذشته، به علت شرایط جنگلی و کوهستانی آن، دامداری از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است. مرکز آن روستای ریچی است و روستاهای آن عبارتند از ماصرم، 
ده سرو، چنارفاریاب و بندویه.
۳) بلوک کوهمره پایین: 
رود ماصرم در بستر خود به سوی بلوک جره (جنوب)، از میان سلسله جبال کوهمره عبور می کند و از گذشته های دور در حواشی آن مراکز یکجانشینی و کشاورزی پدید آمده است. این روستاها که تا عمق جنوبی کوهمره امتداد دارند، از روستای کره بس تا مستقان، دارای اراضی کوهستانی و کم بوده و به خاطر وضع طبیعی، دامداری در آن اهمیت زیادی داشته است. مردم به کشت شلتوک، گندم و باغداری (عمدتاً انار و مرکبات) اشتغال دارند. برنج کوهمره از مرغوبیت برخوردار است و در شیراز شهرت دارد. از گردنه کره بس به جنوب، به تدریج هوا گرم می شود و بخش گرمسیری کوهمره را تشکیل می دهد. به این قسمت «کوهمره پایین» گفته می شود و مرکز آن روستای بیگدانه است. علاوه بر روستاهای حاشیه رودخانه، در اعماق دره های مشرف و ارتفاعات کوهستان های غربی و شرقی آن روستاهای متعددی وجود دارند که کوه نشینان ساکن آنها، به علت کمی زمین مزروعی، بیشتر دامداری می کنند.
۴) بلوک شوراب: 
دشت وسیع و پوشیده از جنگل بلوط است که در جنوی شرقی کوهمره واقع است و جبال دلو آن را از دشت سیاخ جدا می کند. بلوک شوراب در گذشته ساکنان معدودی داشته، ولی مراتع آن در تملک سرخی ها بوده است. اراضی مزروعی آن در سال ۱۳۳۸ توسط عشایر سرخی از مالکان شهری خریداری می شود و در آن اشکان می گزینند. هم اکنون چهار روستای ده شوراب، شکرآباد، ده نو و تلمبه بهادر در آن ایجاد شده و پنجمین روستایعنی بروکان درمنتهی الیه شرقی دشت شوراب واقع است 
* کوهمره سرخی منطقه‌ای باستانی در جنوب غرب شهرستان شیراز:
نام کوهمره از دوره صفویه در متون تاریخی به ثبت رسیده و ظاهراً اولین بار در روزنامه ملا جلال منجم معاصر شاه عباس اول به کار رفته است. این نام به منطقه‌ای در شمال شهر شیراز اطلاق می‌شود که از شرق به شیراز، از غرب به کازرون و از شمال به فیروزآباد محدود است. منطقه کوهمره به سه ناحیه تقسیم می‌شود: کوهمره نودان، کوهمره جروق و کوهمره سرخی.کوهمره سرخی، که امروزه جزو شهرستان شیرازاست، سرزمینی است کوهستانی و جنگلی به وسعت حدود سه هزار کیلومتر مربع که آخرین شاخه جنوبی رشته‌کوه‌های زاگرس به شمار می‌رود. بلندترین قله کوهستان کوهمره سرخی کوه دلو است که حدود ۳۲۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد.
* شناخت تاریخی، فرهنگی کوهمره‌های فارس:
سلسله جبال زاگرس در امتداد خود به سوی جنوب شرقی کشور، در جنوب و جنوب غربی شیراز(حدفاصل کازرون و فیروزآباد) منطقۀ وسیعی به نام کوهمره را به وجود آورده است. قدیمی ترین سندی که این منطقه را به نام کوهمره نام برده مربوط به روزنامه ملاجلال منجم، در ذکر وقایع سال 998 هجری در زمان شاه عباس اول صفوی است. در مورد وجه تسمیه کوهمره، نظرات مختلفی ارائه شده، که قابل تأمل است، اما هیچ یک از این نظریه ها، اثبات نشده است. مجیدی(1371) در کتاب «تاریخ و جغرافیای کهگیلویه و بویراحمد»
* وجه تسمیه کوهمره:
در مورد وجه تسمیه کوهمره می نویسد: کوهمره سار مناطقی است که 
راه های ارتباطی آن به تنگه های محدود ختم می شود و مره به معنی بن بست تعبیر شده است. وی در ریشه یابی لغت مَر، آن را بی ارتباط با قبیله (مردیان) یا (آماردان) قدیم نمی داند ولی حدس می زند واژه (کو) در پیش وند مر یا مرد، شاید به مفهوم نوعی واحد ایلی باشد (کوهمره به معنی قبیله مرد). خادمیان زیدونی(1391) نیز در مورد وجه تسمیه کوهمره نظریه ای قابل تأمل دارد. از نظر وی، (مارد) یا (مرد) یکی از قبایل هفتگانه پارسی است که طبق اسناد تاریخی در زمان هخامنشیان در قسمت های کوهستانی فارس زندگی می کرده اند و همانگونه که در ایران همیشه مرسوم بوده است، کوهستان ها را عمدتاً به نام صاحبان یا ساکنان آن نامگذاری می کرده اند، بنابراین محتمل است مناطق کوهستانی نشیمنگاه این قبیله باستانی (مارد یا مرد) نیز به نام آن خوانده شده باشد (کوه مرده) که به مرور زمان و آن گونه که خصلت زبان فارسی و لهجه های محلی ایرانی است، خلاصه شده و به صورت (کوه مره) درآمده باشد. باور(1324) نیز در کتاب خود «کهگیلویه و ایلات آن» کوهمره را دهاتی می نامد که در قسمت های کوهستانی و تنگناهای سبز و خرم قرار گرفته باشد.در فارسنامه ناصری از شش «محال» در فارس، تحت عنوان کوهمره یاد شده است. کوهمره شکفت، پشتکوه، جروق، شکان، صیمکان و کهگیلویه. به جز کوهمره های سیمکان و کهگیلویه، که در فاصله دورتری از سایر کوهمره ها واقع اند، بقیه کوهمره ها در استان فارس و در جنوب و جنوب غربی شیراز واقع شده و در امتداد به هم 
پیوسته اند. این محدوده جغرافیایی به هم پیوسته، امروزه نیز، به منطقه کوهمره مشهور است و به سه ناحیه تقسیم می شود. کوهمره سرخی، کوهمره جروق  و کوهمره نودان. این سه کوهمره که در نوشته حاضر، «کوهمره ثلاث» نامیده می شود، همان چهار کوهمره شکفت، پشتکوه، جروق و شکان عهد قاجار است که البته از آن زمان تاکنون، تقسیمات سیاسی اداری گستره ای در این مناطق اتفاق افتاده است. به عنوان مثال، در فارسنامه ناصری، در مورد کوهمره شکفت (کوهمره سرخی کنونی) ذکر شده؛ که از سردسیرات میانه مغرب و جنوب فارس است که در ازای آن از قریۀ چنار سوخته تا کودیان (17 فرسخ) و پهنای آن از خانه خمیس تا کوزرک (5 فرسخ) است. از جانب مشرق به بلوک خواجه و بلوک سیاخ و نواحی حومه شیراز و از طرف شمال باز به نواحی شیراز و بلوک اردکان و نواحی ممسنی و از سمت مغرب به نواحی کازرون و بلوک جره و از جانب جنوب به بلوک فراشبند و باز به نواحی جره محدود می گردد. این بلوک مشتمل بر 41 قریه آباد بوده و قصبۀ آن روستای شکفت بوده است. اما این کوهمره، امروزه به چندین بخش و دهستان تجزیه شده و بسیاری از روستاهای آن جدا و مستقل گردیده و ویژگی های نژادی، زبانی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی متفاوتی پیدا کرده است. امروزه دیگر کسی شهرها و روستاهای خان زنیان، دشت ارژن، چارمکان، کودیان، خانه خمیس و... را جزو کوهمره سرخی نمیداند. این تغییرات گستردۀ سیاسی- اداری در سایر کوهمره ها نیز اتفاق افتاده است. در طی 150 سال گذشته، به تدریج کوهمره شکان، ضمیمه کوهمره های دیگر گردیده و کوهمره پشتکوه نیز به کوهمره نودان تغییرنام داده و در ادامه این تغییرات نیز، در عصر پهلوی و بعدتر، کوهمره های ثلاثه (سرخی، جروق و نودان) ظهور یافته اند. از عصر قاجار تاکنون، تقسیمات اداری گوناگون در این محدودۀ جغرافیایی اتفاق افتاده و این محدوده هیچگاه، حتی در دورۀ قاجار نیز، تحت حاکمیت واحد نبوده است، این در حالی است که مردمان این خطّه از نظر قومیّت، زبان، فرهنگ و آداب اجتماعی و تربیتی و... بسیار به هم نزدیک و وابسته اند. اما فارغ از این تقسیم بندی های سیاسی و اداری که اهمیت کمتری دارد، پژوهش پیرامون تاریخ و فرهنگ این حدود جغرافیایی مشخص، بسیار با اهمیت و ضروری به نظر می رسد. طبق اسناد تاریخی دورۀ ساسانی و قرون اولیه اسلامی، ایالت فارس آن روزگار، شامل پنج ولایت و پنج ناحیۀ عشایرنشین (رَم) بوده است. در این نواحی عشایری یا «رموم»، طوایفی 
می زیستند که مورّخین قرون اولیه اسلامی از آنان به نام «اکراد پارس» یاد کرده اند. در آن دوران واژۀ «کرد» معنی امروزی را نداشت و همه عشایر و شبانکارگان «کرد» خوانده می شدن. طبق گزارش ابواسحق ابراهیم اصطخری در کتاب مسالک و ممالک، یکی از پنج رَم موجود در فارس رم دیوان یا رم حسین بن صالح نام داشته است که حدود جغرافیایی این رم، منطبق با حدود جغرافیایی کوهمره ثلاثه کنونی است. در این رَم، قبیلۀ شناختۀ مسعودیان، از قبایل مهم آن دوران که در فارسنامۀ ابن بلخی ذکر آنها رفته، ساکن بوده اند. اصطخری در کتاب خود در ذکر حدود رم دیوان می نویسد: «این رم از شرق به کوره اردشیر خرّه (فیروزآباد کنونی) و از غرب به کوره شاپور خرّه (حدود کازرون و شهر بیشاپور) محدود می شده است و این یعنی دقیقاً حدود جغرافیایی منطقه کوهمره ثلاثۀ کنونی. پس برطبق شواهد، کوهمره در دورۀ ساسانی، منطقه ای بوده بین دو پایتخت بزرگ و آباد آن روزگار، یعنی فیروزآباد پایتخت اردشیر ساسانی و بیشاپور پایتخت شاپور اول. لذا کوهمره، گذرگاه ارتباطی این دو پایتخت بزرگ ساسانی بوده که آثار تاریخی به جا مانده از دورۀ ساسانی در این منطقه نیز می تواند شاهدی بر این مدعا باشد. در مرکز کوهمره سرخی کنونی، در کمرکش کوه مروک، در کنار روستای تاریخی سبوک، پل تاریخی سبوک قرار دارد که پل گچی و سنگی مربوط به دورۀ ساسانیان است که بر روی رود ماصرم (جرشیق زمان ساسانیان) احداث گردیده است. این پل نقش گذرگاهی و ارتباطی کوهمره را بیش از پیش نمایان میسازد. همچنین غار شاپور و آثار تاریخی و نقوش برجسته تنگ چوگان که تا سال 1368 جزء بخش کوهمره بوده و وجود چهار طاق ها، قلعه ها و آتشکده هایی همچون آتشکدۀ عبدوئی در ده عبدوئی، کتیبه های خط کوفی روستای گاوکشک و بسیاری آثار باستانی ناشناخته و کم شناخته دیگر، قدمت تاریخی و فرهنگی منطقه را آشکارتر می سازد. همچنین این منطقه در دوران بعد از اسلام نیز همچنان منشأ تحولات گسترده بوده، به طوریکه در زمان آل بویه، شاهزادگان را برای تربیت نظامی به دست سران این منطقه می سپردند و در زمان سلجوقیان نیز، سرکوبی بزرگی در منطقه کوهمره اتفاق افتاده که بسیاری افراد این سامان کشته می شوند. لذا منطقۀ کوهمره که طبق استنادات و شواهد تاریخی، گذرگاهی تاریخی و ژئوپولوتیک است، قطعاً گذرگاهی فرهنگی نیز میتواند باشد، همانطور که در این حدود جغرافیایی، آثار و اماکن تاریخی ماندگار وجود دارد که میراث تاریخی این کشور را وسعت بخشیده، اندیشه ها و آراء فرهنگی و تربیتی نیز وجود دارد که میراث فرهنگی و تربیتی این مرز وبوم راسامان  داده وهمچنین ادبیات، موسیقی و هنرهای محلی این منطقه نیز می تواند میراث ادبی و هنری این مرز و بوم را غنا ببخشد. اما با وجود همۀ این حقایق و واقعیت های آشکار و ناآشکار، متأسفانه باید اقرار کرد که در حق این جغرافیای تاریخی و فرهنگی لطف چندانی نشده است. چه در کتابها و اسناد، و چه در اقوال و احوال مرسوم و معمول مردم. اسم کوهمره و کوهمره ای، قرین با غارت و چپاول برده می شود و قضاوت مردمان در مورد اهالی این منطقه در اوج بی انصافی و بی عدالتی است. کتاب وقایع اتفاقیه که به قلم خفیه نویسان انگلیس، به رشتۀ تحریر درآمده در اغلب گزارشاتش در مورد کوهمره، بدون در نظر گرفتن روح زمان و شیوه کسب و معاش مردم آن روزگار، نام کوهمره را قرین عده ای راهزن و غارتگر آورده است، این در حالی است که در زمان نگارش این کتاب، شیوه معاش اقوام زیادی از طریق راهزنی بوده که می توان به 
راهزنی هایی که عشایر غیرکوهمره ای از جمله قشقایی ها، ایلات خمسه، اقوام لر و... داشته اند اشاره داشت که در همین کتاب وقایع اتفاقیه هم 
نمونه هایی ذکر شده است. اما مهم تر و قابل تأمل تر اینکه، راهزنی های عشایر، واکنشی بوده به جور حکومت مرکزی، و همچنین پاسخی بوده به تجاوزِ تجاری بیگانگانی چون کشور انگلیس که تجارت ایران را به کمک عمّال وطن فروش داخلی، قبضه کرده بودند و حتماً شما خواننده منصف با نگارنده هم عقیده هستید که جور بیرحمانه حکومت مرکزی بر عشایر و غارت تجاری بیگانگان، جرمی و گناهی کوچک تر از گناه عشایر نبوده که قطعاً جرمی بزرگ تر هم هست. اما ظلم رفته بر کوهمره، یک دلیلش بی انصافی و کم لطفی مردمان و تاریخ نگارانی ازجنس خوداست، اما دلیل دیگر و مهم تر آن، کم کاری اهل کوهمره، خصوصاً دانشگاهیان کوهمره است. آنها نتوانستهاند غبار تاریکی از چهرۀ کوهمره بزدایند و سیمای واقعی آن را نشان دهند. نامداران، شاعران، مربیان، معلمان و حکیمان بزرگ این خطّه بی نام و نشانند. فرهنگِ گذشت، جوانمردی، بزرگ پرستی، حمایتگری و سلحشوری این مردم ناشناخته مانده است. این کم کاری و فقر بزرگی است، این بی سوادی بوم شناختی ترتیبی و فرهنگی این ناحیه است و این فقر و بی سوادی را باید فریاد زد و برای درمانش تلاش کرد. در پژوهش های بومی منطقه، صبغۀ قومیّت و قبیله پیداست، در این آثار، ردِّ پای تبارشناسی، نظام سیاسی - اداری، فرهنگ و اعتقادات یک قوم واحد، منهای همسایه و حقّ همسایه نمایان است. کوهمره با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی آن تصویر نشده که سهم عمده ای در شکل گیری تمدن و فرهنگ فارس از دوران باستان تاکنون داشته، و این سهم را همه کوهمره از قبایل باستانی مسعودیان تا طوایف امروزی منطقه (طایفه های سرخی، سقلمه چی، بککی، آرندی، مهبودی، نوروزی، جوکار، میر چککی، گشمردی و طوایف قشقایی و حتی بنکوهای زرگر، چگنی، بیات و...) همه و همه دارند.لذا تحقیقات بومی به بیراهه های نژادی و قومی وارد شده و در پی ناکجا آبادند و به همین دلیل شاهراه اصلی شناخت منطقه، که شاهراه فرهنگی و تربیتی این حدود جغرافیایی است بی رهرو مانده است. این مسیر، رهرویی می طلبد که انشعاب پژوهشی کوهمره ر به شناخت بیشتر و بهتر کوهمره بداند و پژوهش های بخشی، قومی و نژادی را با تحقیقاتِ جامعِ کل نگر جایگزین سازد، رویکردی که مورد نظر نگارنده بوده و به نظر علمی تر و معرّف تر است. این رویکرد، کل را چیزی بیش از مجموع اجزا معرفی می کند، در نتیجه شناخت جامع تر و دقیق تری از مجموع تحقیقات انجام شده تاکنون، به دست خواهد داد. بنابراین بهتر است که همه محققان و اندیشمندان بومی کوهمره، منطقه را بی تعصب به قوم، قبیله، فرد یا افراد خاصی کاویده و به جای برافراشته کردن پرچم قوم و قبیله خود، پرچم پرافتخار فرهنگ، تعلیم و تربیت، تاریخ، ادبیات و هنرِ کل منطقه را بر سرِ چهار گوشۀ این حدود، یعنی «حدودی باستانی مابین دو پایتخت بزرگ و پر رونق ساسانی (فیروز آباد و بیشاپور)» برافراشته گردانند.
* برخی از مشکلات موجود منطقه سیاخ دارنگون:
وجود گردنه شوراب و سخت گذر بودن منطقه در فصل زمستان ضرورت ايجاد راهدارخانه در اين منطقه احساس می شود تا بتوان در فصل سرما جوابگوي مشكلات بود. در حوزه راه دهستان سياخ دارنگون با وجود باغ شهرها و معادن سنگ و ماسه در طول سال شاهد تردد و ترافيك وسايط نقليه سنگين و سبك در محور دهستان مي باشيم لذا چون جاده روستايي تعريف شده و جوابگوي اين همه وسايل نقليه نمي باشد اداره راه و شهرسازي باید نسبت به ارتقا، تعريض، شانه سازي و آسفالت اقدام تا شاهد تصادفات زياد در اين محور نباشيم. با توجه به منطقه حفاظت شده مال گاله كه جزو حوزه محيط زيست مي باشد در طي ساليان گذشته به ويژه در سال گذشته تاكنون شاهد آتش سوزي هاي متعددي در اين منطقه بوده ايم كه بايد محيط زيست نسبت به اجراي طرح حفاظت با بكارگيري نيروهاي بيشتري اقدام و يا اينكه در حوادث آتش سوزي حداقل در ارتفاعات به لحاظ صعب العبور بودن با استفاده از نيروي مردمي از طريق اورژانس هوايي جهت مهار آتش اقدام كنند. به لحاظ سردسيري بودن منطقه بايد تعاون روستايي با هماهنگي شركت فرآورده هاي نفتي سوخت شش ماه دوم سال را از همين حالا ذخيره نمايد تا مردم در زمان فصل سرما دچار مشكل نشوند. مركز بهداشت انقلاب به لحاظ بعد مسافت و صعب العبور بودن منطقه شوراب نياز به پزشك شبانه روزي 
و همچنين افزايش ساعت پزشك خانواده دارد كه متوليان بهداشتي بايد براي برون رفت منطقه از اين وضعيت مساعدت لازم را داشته باشند.
* چشمه خارگان:
شیراز و اطراف آن دارای باغات و چشمه های متعددی است که جلوه این شهر را بسیار زیبا کرده اند. از میان چشمه های پرشمار شیراز می توان به چشمه ساسان، چشمه ریچی، چشمه آب گرم، چشمه بیدی، چشمه بهرام، چشمه محمد رسول ا...، چشمه شش پیر، چشمه قدمگاه و... اشاره کرد که در کنار باغ هایی همچون دلگشا، جهان نما و دشت های وسیع و جلگه ای و زیبا مناظر بی بدیلی خلق کرده اند. یکی از مشهورترین چشمه های پرآب شهرستان شیراز و استان فارس چشمه خارگان است. خارگان نام روستایی از توابع دهستان سیاخ دارنگون در شهرستان شیراز استان فارس است. این روستا به سبب عبور رودخانه مشهور قره آغاج دارای طبیعتی سرسبز و دلچسب است. روستای خارگان در شصت کیلومتری شهر شیراز قرار گرفته و دارای جاده ای آسفالته است به گونه ای که دسترسی به این روستا بسیار راحت و آسان است. این روستا یکی از مشهورترین تفرجگاه های شهرستان شیراز است. روستای خارگان به سبب داشتن چشمه ای پرآب شهره است که خارگان نامیده می شود و نام خود را از نام روستا وام گرفته است. طبیعت سرسبز و چشم نواز اطراف روستا به خصوص در حوالی چشمه در ترکیب با پوشش کوهستانی منطقه چشم انداز بسیار دلفریبی را فراهم کرده است. در نزدیکی چشمه جنگل های بلوط چشم نوازی به چشم می خورد که در مجاورت رودخانه قره آغاج بسیار دلچسب و دل انگیز است. استقبال از این روستا به حدی است که در اغلب روزهای سال به خصوص در فصول گرم سال پذیرای خیل عظیم گردشگرانی است که خودشان را برای تفریح و استراحت در دامان طبیعت از شهرها و روستاهای دور و نزدیک به این روستا و چشمه معروف خارگان می رسانند. روستای خارگان در فصل بهار و تابستان دارای آب و هوایی مطبوع است اما در فصل زمستان دارای آب و هوایی سرد و زمستانی سرد و خشک است. عبور رودخانه قره آغاج و انبوه جنگل های بلوط سبب شده تا این منطقه دارای آب و هوایی مطلوب و متعادل باشد. میزان آب چشمه خارگان نیز در اثر خشکسالی های اخیر  دچار کاهش شده است اما همچنان هم یکی از پرآب ترین چشمه های استان فارس است.
 * تنگ خانی:
در جنوب شيراز در منطقه سياخ دارنگون دره هاي بسيار زيبا است که نهري کوچک از ميان آن جاريست و در ان دره که به دامنه هاي کوه دلو ختم مي شود انواع درختان زيبا وجود دارد. تنگ خانی در ۲۹ کیلومتری شهرستان شیراز در نزدیکی روستای دارنگون و در مجاورت رودخانه قره آغاج واقع شده است.اختلاف درجه حرارت این تنگه با نورآباد در روزهای گرم تابستان، گاه به بیش از ده درجه سانتی گراد می‌رسد. تنگ خانی با دمای میانگین ۲۰ درجه سانتی گراد در تابستان از توانمندی جاذبه گردشگاهی قابل توجه در جذب گردشگران برخوردار است. منطقه نورآباد ممسنی از مناطق گرمسیر محسوب می‌شود و میانگین درجه حرارت آن در تابستان در حدود ۳۰ درجه سانتی گراد بالای صفر است. درختان گردوی تنومند منطقه، عمری طولانی دارند. بعضی از این درختان تا شعاع ۱۰-۱۵ متری از ورود نور آفتاب به زیر درختان جلوگیری می‌کنند. فصل تابستان و بهار بهترین زمان است برای بازدید که گردشگرها از طبیعت زیبای آن استفاده می کنند. تنگ خانی مناسب صخره نوردی و کوهنوردی می باشد. این تنگه در زیر حوزه تنگ بوان قرار دارد که موجب تأمین آب شیرین و ایجاد آبشارهای کوچک و متعدد در فصل بهار در جداره صخره‌ای شده‌ است. از گذشته عشایر ممسنی از تنگ خانی به عنوان ییلاق استفاده می‌کردند. این تنگه به علت مجاورت با روستای دارنگون دارای آب آشامیدنی و برق است. همچنین راه ارتباطی تنگ خانی اسفالت است.
* منطقه حفاظت شده ماله گاله:
منطقه ماله گاله (مله گله) با هدف حفاظت از رویشگاه های جنگلی طی مصوبه شماره ۱۹۳ شورای عالی محیط زیست (کمیسیون زیر بنائی دولت) مورخ ۱۳۷۸/۱۰/۱۵ با وسعت ۵۱۹۵۴ هکتار بعنوان منطقه حفاظت شده به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست پیوسته است.
* جاذبه‌های اکوتوریستی ماله گاله:
امامزاده پیر غیب: روایت می شود که از نوادگان امام رضا (ع) می باشد که به همراه خواهر خود امامزاده پیربانو در زمان حمله خلفای عباسی به این منطقه پناه آورده اند و سپس غیب شده اند. قبرستان های قدیمی که قدمت آنها حدودا به ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال قبل می رسد.
امامزاده محمد: روایت می کنند که این فرد در این محل آتشی روشن نموده و بعد از یکسال که به همان محل مراجعه می نماید آتش کماکان روشن بوده است. بر این اساس موجب اعتقادات مذهبی مردم منطقه شده که هرساله صدها نفر به این محل مراجعه می کنند.
* وضعیت اجتماعی منطقه:
درون منطقه حفاظت شده ماله گاله و حاشیه آن روستاهای متعددی وجود دارد که شغل اصلی مردم آنها دامداری و کشاورزی است. متأسفانه محدودیت مراتع و اراضی کشاورزی باعث تعرض آنها به مراتع و تصرف اراضی ملی گردیده است و برخی نیز اقدام به قطع درختان بلوط و ذغال گیری می نمایند. بخش شرقی و شمال شرقی منطقه مسیر کوچ عشایر می باشد. همچنین به دلیل نزدیکی منطقه به شهر شیراز بخشی از اراضی آن باعنوان باغ شهرواگذارگردیده است که اوقاف ادعای مالکیت آن رادارد 
* پوشش گیاهی:
منطقه حفاظت شده ماله گاله به عنوان منطقه حفاظت شده جنگلی می باشد و از پوشش گیاهی نسبتاً خوبی برخوردار است. در واقع آخرین حد رویش جنگل های بلوط در زاگرس می باشد. پوشش منطقه از نوع ایران - تورانی بوده و عناصر این تیپ در آن حضور دارد. 
* پوشش جانوری:
مهم ترین زیستگاه های حیوانات وحشی در منطقه حفاظت شده ماله گاله جنگل های انبوه بلوط و بنه و ارتفاعات دلو، بوری و سلامتی است. گونه شاخص منطقه سنجاب ایرانی است که زیستگاه آن جنگل های بلوط 
می باشد. این جانور با جمع آوری دانه های بلوط و زیر خاک کردن آنها در زادآوری درختان بلوط نقش مهمی را ایفا می کند. 
* گذری بر گذشته سیاخ دارنگون:
کوه دلو در 37 کيلومتري جنوب شيراز واقع است و فاصله زیادی با شیراز ندارد. کوه دلو آخرين شاخه جنوبي جبال زاگرس است؛ يعني جبال زاگرس با اين کوه به پايان مي‌رسد. کوه دلو با حدود 3200 متر ارتفاع از سطح دريا مرتفع‌ترين قله جنوب شيراز است، حدود 17 هزار هکتار وسعت دارد و سرآغاز منطقه‌اي کوهستاني است که به کوهمره سُرخي شهرت دارد. پيش‌تر تصوّر مي‌شد که نام «دلو» ترکي و از ريشه «دلي» به معني «ديوانه» است و طوايف ترک اين نام را به آن داده‌اند و منظورشان کوه «سرکش» بوده است. نام کوهمره از دوره صفویه در متون تاریخی به ثبت رسیده و ظاهراً اولین بار در روزنامه ملا جلال منجم معاصر شاه عباس اول به کار رفته است. این نام به منطقه‌ای در جنوب شهر شیراز اطلاق می‌شود که از شرق به فیروزآباد، از غرب به کازرون و از شمال به شیراز محدود است.منطقه کوهمره به سه ناحیه تقسیم می‌شود: کوهمره نودان، کوهمره جروق و کوهمره سرخی. کوهمره سرخی به صورت یک دشت دره‌ای به وسعت تقریبی 273 هزار هکتار می‌باشد که در جنوب شرقی شهرستان کازرون و جنوب غربی شیراز قرار دارد. راه‌های ارتباطی این دشت با دشت میان‌کوهی کازرون از سمت شمال غربی، دشت ارژن و همچنین از سمت جنوب، تنگ مسقان می‌باشد. رودخانه قره آغاج مهم ترین رودخانه این منطقه است که در امتداد این دشت جریان دارد. رودخانه ماصرم نیز در تنگ مسقان جاری است. ویژگی‌های جغرافیای منطقه کوهمره سرخی را می‌توان وجود منابع آبی فراوان، پوشش گیاهی متراکم از جنگل‌هاي کهن و انبوه زاگرسي با در ختان متنوع از جمله بلوط، بنه، بادام كوهي،کیالک،كیكم و ارژن دانست. پوشش جانوری منطقه نیز متنوع است و به گفته افراد محلی احتمال  حضور خرس و حتی پلنگ در مناطقی از کوه دلو موسوم به کل کولیون می باشد. پرندگان زیادی از جمله: چک، دارکوب و زرده پر نیز در این منطقه موجودند. ولی در این منطقه با توجه به اهمیت آن، تا کنون بررسی خاص باستان شناختی در حوزه پارینه سنگی، انجام نگرفته است و از این لحاظ این دشت در استان فارس از جمله مناطق کاملا بکر می‌باشد. جبال کوهمره سُرخي سراسر  چشمه ورودخانه است و يکي از شگفتي‌هاي طبيعت جنوب ايران به‌شمار مي‌رود و هوایی معتدل و نسبتاً سرد دارد. در حال حاضر منطقه کوهمره سرخی از روستاهای متعددی تشکیل شده‌است و با دارا بودن جنگل بلوط از نواحی زیبای گردشگری محسوب می‌شود. کهمره سرخی محل زیست طوایف کوه‌نشین متعددی است که مهم‌ترین آن‌ها «سُرخی» است. (در گویش محلی «سُهری» گفته می‌شود.) ایل سُرخی مشتمل بر شش طایفه است به اسامی ناصرو، بُگی، دهدار، جهین، جبارزار، شکره که در فصل ييلاق در اين کوه مأوا دارند. روستاي دارنجان (دارنگان، دارنگون)، در کوهپايه دلو، از کهن‌ترين روستاهاي فارس است و قدمت آن به دوره ساساني مي‌رسد. اين نام در اصل «دارگان» بوده به معني مرکز درخت يا باغستان. نام روستاي فوق در منابع سده‌هاي اوّليه اسلامي مندرج است. در تقسیمات کشوری، به علت شورش سال های ۱۳۴۱-۱۳۴۲ عشایر کوهمره سرخی، این منطقه، به دلیل همجواری با شهر شیراز، تجزیه شد و به چند دهستان تقسیم گردید. به عکس منطقه کهگیلویه و بویراحمد که به علت شورش فوق و واقع بودن در حاشیه استان فارس به فرمانداری کل و سپس به استان تبدیل گردید. این تقسیم بندی سیاسی پس از انقلاب اسلامی همچنان پابرجا ماند و هم اکنون، کوهمره سرخی صرفاً به یک دهستان اطلاق می‌شود که جزو بخش «ارژن» است. معهذا، هنوز مردم کل منطقه و دهستانهای متعدد آن خود را دارای هویت واحد و اهل «کوهمره سرخی» می‌دانند. کوهمره سرخی،  امروزه به دوقسمت تقسيم شده يكي جزو شهرستان فيروز آباد است كه بين فيروزآباد وكوار واقع شده و از طريق كوه دلو وسيخ دارنگون به شيراز نيز راه دارد كه شامل روستاهاي از جمله دارنگون، ميگلي، انار مهر، گلزار، وحدت آباد و... است. قسمت ديگر جزو شهرستان شيراز است كه چند كيلومتري شيراز به طرف بوشهر در سمت چپ جاده شيراز كازرون، يك فرعي منشعب مي شود كه به دهستان كوهمره سرخي مي رسد و از طريق روستاي مسقان  به مله گاله و قسمت فيروزآباد متصل مي شود. كه شامل روستاهاي از جمله ريچي، كره بس، رمغان، فتح آباد، بگدانه، مسقان، شكفت و... است سبوک 
رودخانه ای فصلی با مناظر زیبا در جریان است، همچنین بین روستاهای سبوک و رامقان آبشاری زیبا درمتن درختان انبوه و درختان انار قرار گرفته که روزانه افراد مختلف به خصوص شهرستان شیراز را به سمت خود 
می کشد. کوهمره از مراکز اوّلیه تشیع در ایران است. در زمان آل‌بویه شاهزادگان را برای تربیت نظامی به دست سران این منطقه می‌سپردند. در این زمان مرکز استقرار سُرخی «قلعه سُهری» بود که بقایای بنای عظیم این قلعه تسخیرناپذیر موجود است در زمان سلجوقیان، که سنیان متعصب بودند، سرکوبی بزرگ در کوهمره صورت گرفت. بسیاری از امام‌زاده‌‌هایی که در منطقه وجود دارد قبر عرفای شهید دوره سلجوقی است و در سال‌های اخیر تمامی سنگ قبر این بناها به سرقت رفته است.
 * گزارشی از سفر گروه میراث و گردشگری «تماشا» به سیاخ دارنگون:
 ساعت6:30 صبح بود که  از میدان معلم به سمت پلیس راه جاده بوشهر حرکت کردیم. مقصد در ابتدا رسیدن به روستای دارنگون و سپس ورود به تنگ خانی بود. پس از طی حدود 7.5 کیلومتر از پلیس راه جاده شيراز - بوشهر به سمت کازرون به ورودي جاده فرعی سیخ دارنگان در سمت چپ جاده مي رسيم. (تابلو سیاخ دارنگون در آن قرار دارد) با پیچیدن به سوی دیگر جاده و با طی 1.6کیلومتر به ابتدای جاده سیاخ می رسیم که سردر آجری سپاه در ابتدای آن قرار دارد. با ورود به این جاده، پس از طی حدود6.5 کیلومتر به اولین تقاطع رسیده که مسیر خود را از سمت چپ ادامه می دهیم.بعد از حدود 5.7 کیلومتر به تقاطع دوم می رسیم که مسیر خود را مجدداً از سمت چپ ادامه می دهیم. پس از آن هم پس از 6.3 کیلومتر به تقاطع سوم در سمت راست می رسیم که تابلو دارنگون در ابتدای این جاده قرار دارد. با ورود به این جاده و طی مسیری حدود 7.8 کیلومتر و عبور از روستاهای ایور، دره، شیب جدول و عبور از پل رود خانه قره آغاج به  روستای اسلام آباد می رسیم.
با ادامه دادن مسیر 2راهی از سمت چپ  و طی مسیر حدود 1 کیلومتر به دو راهی ابتدای روستای دارنگون می رسیم و در نهایت  با طی حدود 1 کیلومتر دیگربه این روستا که ابتدای مسیر کوهپیمایی است خواهیم رسید. قبل از روستا و در همان جاده و روبروی قبرستان روستا ایستادیم و پس از آماده شدن، پیمایش خود را از جاده خاکی که در سمت چپ ما قرار داشت شروع کردیم. این جاده خاکی، ماشین رو است و می توان تا ابتدای تنگ را با ماشین طی کرد. البته در صورت تمایل راننده ها که عموما بعید است. جاده را تا انتها ادامه داده و در ابتدای تنگ خانی قرار گرفتیم. کمی پس از رود به تنگه، صدای رودخانه را شنیدیم که آرام و کم جان در حال عبور بود. (کلیه چشمه ها و رودخانه ها در فصل پاییز و قبل از شروع بارش ها در کم آب ترین حالت خود قرار دارند). ساعت9:00 در همان ابتدای مسیر، چندین جای صاف و مسطح در کنار رودخانه وجود داشت که همانجا و به مدت نیم ساعت برای صرف صبحانه توقف کردیم. از اولین چشمه که یک مخزن و کانکس آبی رنگ در کنار بود گذشتیم. از سمت راست و در کنار رودخانه حرکت می کردیم ولی در این فصل بیشتر جاهای رودخانه خشک و بی آب بود و فقط در بعضی نقاطی که چشمه ای در کنار آن قرار داشت، آب جاری بود. پس از مدتی در کنار یکی از این چشمه ها توقف و استراحت کوتاهی نمودیم. دوستان هم در طول مسیر با کیالک هایی که هنوز کاملاً نرسیده بودند از خودشان پذیرایی می کردند. شیب مسیر بسیار ملایم و راحت بود و فقط در چند جای محدود و کوتاه کمی شیب می گرفت. پس از پایان تنگه و رودخانه، مسیر در سمت چپ ادامه می یافت و سپس تا رسیدن به دشت دلو کمی شیب می گرفت. به آرامی مسیر را تا رسیدن به دشت دلو ادامه دادیم. (دشت و ادامه مسیر در سمت چپ ما قرار داشت) به دلیل گرمای نسبی هوا تصمیم گرفتیم مسیر را ادامه ندهیم و توقف کنیم. به اتفاق دو نفر از دوستان جلوتر رفتیم تا از وضعیت مقدارآب چشمه ای که در وسط دشت و جلوتر بود مطلع شویم. آب کمی از آن جریان داشت و چوپان ها، گله گاو و گوسفندان خود را به آنجا آورده بودند و گله پس از خوردن آب در زیر سایه درختان آنجا مشغول استراحت بود. بنابراین نزد بقیه برگشتیم و به اتفاق یکدیگر به سمت آخرین چشمه ای که در کنار رودخانه دیده بودیم برگشتیم و ساعت 13:00 به همانجا رسیده و به استراحت و خوردن ناهار پرداختیم. ساعت15:00 پس از گرفتن عکس دسته جمعی راه بازگشت را در پیش گرفتیم. تنگ در سایه قرار داشت و زیبایی خاصی به خود گرفته بود. به ابتدای تنگ رسیدیم و چند خانواده هم برای تفریح در آنجا بودند. بدون توقف جاده خاکی را ادامه  دادیم. ساعت 16:30 به خودروهای خود رسیدیم و به سمت شیراز حرکت کردیم.
 

نظرات کاربران
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
  • نام و نام خانوادگی
  • آدرس ایمیل
  • نظر شما