امروز، یک شنبه، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

روز و هفته شیراز گذشت اما...

روز و هفته شیراز گذشت اما...
 ۱۵اردی بهشت را روز شیراز نگاشته اند، چله بهار سبزترین رویداد سال است و چه بهتر آنکه  این رویداد مهم طبیعت را نام یک شهر گذاشته باشند. بهار نارنج هم در چله بهار عطرش در کوچه پس کوچه های 
این شهر طنین انداز می شود. در دیدار شهر هسته اولیه شیراز باغ شهر است و در بافت میانی شهر هنوز سعی بر آن بوده است یک باغچه کوچک در بستر خانه و خانواده باشد. 
گویی خانه باغ و به تعبیر دیگر ویلاها در شیراز معنی زیست و حیات دارد. شاید بتوان گفت شیرازی ها 
یک خرده فرهنگ دیرینه دارند، آنها خانه را مسکن و سرپناه صرف قلمداد نمی کنند آنها به دنبال سرودن غزلی شیرین هستند که گاه خانه زینت الملک بوده و گاه خانه ای ریز مقیاس در محله سنگ سیاه اما هر چه بوده است آنها طبیعت را به دل خانه های خود می آوردند این مهم در منتهی الیه میانی این شهر هنوز حس می شود اما در روزگار معاصر ذائقه همان است اما شهرسازی ما این را نمی داند و نتیجه می شود که اطراف شهر شیراز باغ ها و ویلاهای متعددی شکل بگیرد که کاربرد آن در ایام سال به یک فصل هم نمی رسد. این یک مقدار جای تفکر دارد شاید معماری ما زمانی متوقف شد که دستورکار و ضابطه مند شد.
* معماری شهری 
تمامی شهرها یک سطح اِشغال معیّن دارد و یک روال اداری مشخص دارد و آزادی عمل در معماری خانه های مسکونی برای بافت های جدید خلق کرد. یک نگاه به بافت قدیم و بافت میانی کافی است تا بدانی ایجاد فضای پر و خالی، ایجاد توده و فضا چه بسیار به حال و هوای یک محله کمک می کند.  
نیاز نیست پوسته ای از معماری گذشتگان به اختصار معماری ایرانی در دوره اسلامی را تکرار کنیم. بلکه باید مبانی فکری آن را یادآوری کنیم. صحبت از بافت میانی به عمل آمد باغات قصردشت را تبدیل به بلوک های مسکونی و تجاری داشتیم. باغات را حذف کردیم چه چیزی را جایگزین کردیم. صحرای قصر قمشه را تبدیل به باغ می کنیم بی آنکه مفهوم باغ ایرانی را بدانیم کاربری باغات قصرقمشه و شهرک صنایع چیست. در جایی که باغات تبدیل به بلوک های مسکونی،
زمین های بایر تبدیل به باغات می شود، بافت قدیم تبدیل به پاساژ و محیط های تجاری می شود، نقش شهرساز و معمار به عنوان یک دستگاه فکری مشخص و معین کجاست؟ روز شیراز گذشت اما روز مناسبی بود برای تفکر به عنوان و واژه شیراز. اگر در تقویم سالیانه کشور نام این شهر آمده است و یک هویت ملی دارد چرا به دنبال احیای خرده فرهنگ های این شهر نیستیم؟ شیراز نیازی به پل های مرتفع نداشت اما سالیان سال به دنبال ساخت و احداث پل های متعدد بودیم. این شهر نیاز به طبیبی ماهر دارد که شیراز را بداند، حافظ را خوانده باشد و طبع هنر و ادب شیراز را مغتنم و ارزشمندتر از هر چیزی بداند. شیراز را باید نفس کشید آن هم زیر سایه وجودی حریم و حرم حضرت شاهچراغ (ع). 
مدتی پیش به مدارس و فضاهای آموزشی در این شهر فکر می کردم که چگونه از مدرسه خان که در آن اندیشه ملاصدرای شیرازی نشر و توسعه پیدا کرده  است، به فضاهای آموزشی 
بر می خوریم که محیط آن یک آپارتمان مسکونی است. چگونه از مسجد جامع عتیق، مسجد نصیرالملک، مسجد مشیرالملک و ... به مساجدی که صرفاً محلی با عنوان نمازخانه است رسیده ایم؟! شاید در روزگاری نه چندان دور فرم و عملکرد ظرف و مظروف یک دیگر بودند و شاید طراحی کردن معماری نبود بلکه حس مکان، احترام به بستر و محیط، شناخت معماری گذشته آن شهر، خرده فرهنگ ها و خیل عظیمی از مباحث با معماری و معمار سر و کار 
داشت. 
اما در جایگاه امروز اگر بخواهیم خاکستری صرف نگاه نکنیم در شیراز و هر شهر دیگری از ایران تک بناهای واحد با معماری زیبایی شناختی و معماری مدرن داریم اما به صورت کلی وقتی کنار یکدیگر قرار گرفته باشند و معنای شهرسازی داشته باشند و به آن یک شهر بگوییم متوجه خواهیم شد معنا و مفهوم خاصی ندارد و یک دستگاه فکری مشخص و مدون در این حوزه نداریم.
حمیدرضا شیبانی- استاد دروس معماری دانشگاه و مدرس مرکز شیرازشناسی

نظرات کاربران
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
  • نام و نام خانوادگی
  • آدرس ایمیل
  • نظر شما